چه خوب مشغول مردنت بودي
هميشه دشوارتر از يک کار موفق، تکرار کار موفق است. چون ديگر کارت با بقيه سنجيده نميشود، بعد از يک کار موفق بايد کاري موفقتر انجام دهي. به همين دليل يا نبايد سراغ تکرار يک کار موفق رفت و يا اگر هم امکان غلبه بر اين وسوسه وجود نداشت بايد دقت بسياري به خرج داد.
اين توضيح را نوشتم تا بگويم چرا بايد براي کتاب «چيزي تو کشو نيست» ارزش ويژهاي قائل شد. اين کتاب مجموعهاي از شعر و عکس جهان است که اشعارش را محمدرضا فرزاد ترجمه کرده و عکسهاي ارزشمندي از عکاسان بزرگ جهان به انتخاب

شهريار توکلي در کنار اشعار قرار گرفته است. اين کتاب را نشر حرفه هنرمند در صفحات گلاسهي تمام رنگي و به شکل نفيسي منتشر کرده است. اين کتاب،در واقع تکرار تجربهي پيشين اين مجموعه بوده که با استقبال زيادي هم رو به رو شد. کتاب «تو مشغول مردنت بودي» اگر اولين نباشد، يکي از اولين تجربههاي ارزشمند در زمينهي انتشار کتابهاي نفيس است. آنچه «چيزي تو کشو نيست» و «تو مشغول مردنت بودي» را از تلاشهاي مشابه در انتشار کتابهاي نفيس ادبي متمايز ميکند اين است که محمدرضا فرزاد و انتشارات حرفه هنرمند فريفتهي قالب نفيس کار نشده و ارزش کيفي کار را فداي آن نکردهاند. در «چيزي تو کشو نيست» اشعاري از شاعران مطرح معاصر جهان را ميخوانيم که با وجود اهميتشان، آثار بسيار کمي از آنها به زبان فارسي ترجمه شده است يکي از اين شاعران،چارلز سيميک است. از اين شاعر مطرح آمريکايي ۱۵ شعر در کتاب «چيزي تو کشو نيست» آمده است. سيميک که اصليتي صربستاني دارد، دبير بخش شعر مجلهي معتبر پاريس ريويوست. او در سال ۲۰۰۷ ملکالشعراي آمريکا شد و در سال ۱۹۹۰ نيز جايزهي پوليتزر را دريافت کرد. تاکنون بيش از ۳۰ مجموعه شعر از او منتشر شده است. او يکي از نويسندگان ثابت نيويورک آو برکز است که به صورت تخصصي دربارهي شعر امروز جهان مينويسد. خواندن ۱۵ شعر از چارلز سيميک در کتاب «چيزي تو کشو نيست» ارزش ويژهاي به آن بخشيده است. شعر «تنهايي» از سيميک با ترجمهي محمدرضا فرزاد: «نخستين خرده نان/ که از ميز غذا فرو غلتد / گمان ميکني که هيچ تنابندهاي/ صداي زمين خوردنش را نميشنود/ غافل که الانه يک جايي/ مورچهها دارند شال و کلاه ميکنند و / مهياي ديدار تو ميشوند.»
(صفحهي ۴۰)
در صفحهي مقابل شعر «تنهايي» عکسي دلربا از رنيکو کاوائوچي آمده که عيش شعر را دوچندان ميکند. از کرول آن دافي، شاعر محبوب سالهاي اخير بريتانيا فقط يک شعر در کتاب چاپ شده است. آن دافي شاعر مهمي است که غياب اشعارش در فضاي ادبي امروز ما عجيب به نظر ميرسد.
کارلوس دروموند د آندراده، ملکالشعراي برزيل جيمز رايت، جيمز آرلينگتون رايت و ليندا پاستان، همه از آمريکا از ديگر شاعران خوبي هستند که شعرهايشان را در کتاب ميخوانيم.
چارلز رايت، جايزهي پوليتزر، جايزهي ادبي لسآنجلس تايمز و جايزهي مارشال شعر را دريافت کرده است. شعر زيباي «طبيعت بيجان روي جلد قوطي کبريت» از جيمزرايت:
«سردتر از چشم است دل / احيا داران، اين پارسايان نيک ميدانند / که آسمان را ميانبري نيست/ و تار موي سگي ميتواند باد را دو شقه کنند / اگر طالب صلح و صفايي / کار دشوار است و راه دراز / غم گذشته مخور / چرا که دنيا نامهايست بيپيوست و پيغام و نام.» (صفحهي ۲۰۸)
در مجموعهي «چيزي تو کشو نيست» پنج شعر از مارين سورسکو، شاعر رومانيايي آمده است. در تذکرهي او در آخر کتاب اشاره شده که او چنان مشهور شده بود که اشعارش را در جمع علاقمندان بيشمارش در استاديومهاي فوتبال ميخواند. او دو سال هم وزير فرهنگ روماني بود و در سال ۱۹۹۶ درگذشت. در دههي ۱۹۸۰ نام سورسکو همواره به عنوان يکي از نامزدهاي دريافت جايزهي نوبل مطرح بود.
شعر «فالها» از مارين سورسکو:
«اگر صندلي ببيني / ميروي به بهشت/ اگر کوه ببيني/ بد است. ميروي به صندلي / اگر دب اکبر ببيني / خير است / ميروي به بهشت./ اگر حلزون ببيني / بد است، ميروي به حلزون / اگر زني ببيني / خير است ميميري و ميروي به بهشت/ اگر مار تو را ببيند / بد است، ميميري و مار ميرود به بهشت/ اگر بميري / بد است، بد. / مراقب اين فال آخر و/ بقيهي فالها باش.»
(صفحات ۴۲ و ۴۳)
از شاعران شناخته شده نيز آثاري در کتاب «چيزي تو کشو نيست» به چاپ رسيده است. چارلز بوکوفسکي، ويسواوا شيمبورسکا و ويليام کارلوس ويليامز از اين دسته از شاعرانند.
محمدرضا فرزاد سالهاي طولاني است که با علاقهاي مثالزدني ترجمهي شعر جهان را دنبال ميکند و به همين دليل است که دو کتاب «تو مشغول مردنت بودي» و «چيزي تو کشو نيست» به اصطلاح کشکول نيست.
گفتم که تکرار کاري موفق دشوارتر از انجام کاري موفق است. اما انتشارات حرفه هنرمند ومحمدرضا فرزاد و شهريار توکلي توانستهاند کار موفقي را با موفقيت تکرار کنند.
* اين يادداشت در
ستون «در اغما» روزنامه فرهيختگان منتشر شده است.