رنج راوي
بهانه خواندن اين كتاب براي من نام كتاب بود و بعد از آن موضوع جذاب كتاب كه از همان صفحههاي آغازين خواننده را كنجكاو ميكند و با خود ميبرد. بهار ۶۳ را دو، سه روزه خواندم و از معاصر بودن آن و جدلي كه بين خواننده و متن پيش ميآمد كه ميتوانستم در چالهچولههاي آن بيفتم و به جاي خواندن، قضاوت كنم؛ يعني در مورد راوي و آدمهاي داستان قضاوت كنم و نكردم لذت بردم. جنس اين قضاوت از معاصر بودن داستان و دانستههاي خوانندگان ميآيد.
آيا موضوع اصلي رنج راوي در برابر ارتباط با سه زن است كه ما آن را ميخوانيم يا مساله خيانت است كه معني خود را در دوران معاصر بايد ترميم كند. از اين جهت بهار ۶۳ كتابي متفاوت است؛ داستان بلندي كه از اشيا، آدمها، مكانها، نگاهها، دريافتها، حالتها، استفادههاي بجا ميكند؛ تا رنگآميزي داستان در بزرگنمايي آنچه رنج است و آنچه رنج نيست، آنچه خيانت است و آنچه خيانت نيست به خوبي خود را در متن بنماياند. بهار ۶۳ براي من نيز دعوتي بود براي گسترش يك مفهوم و بازخواني آن در دوراني كه در آن زندگي ميكنيم. آيا خيانت همچنان خيانت است؟ آيا رابطه فرزين با آدمهاي داستان كل داستان است؟
به نظر من زندگي در اين دوران است كه نوشتن بهار ۶۳ را براي ما زنده و لازم ميكند. بهار ۶۳ تحمل و رنج يك رابطه است در دوران گذار از ديروز به امروز. رسيدن يك موج به مفهومهاي تازه در دوران معاصر است. در مقابل همان مفهومها در جامعه سنتي كه حالا در داستان ايراني خودش را نشان ميدهد. كاري كه در بهار ۶۳ به خوبي انجام شده است. از داستانهايي براي شما ميگويم كه از خواندنشان لذت بردهام.
مهربانو ابديدوست: علي خدايي با آنكه ساكن اصفهان است، هميشه ذوقزده از خواندن كتابهاي خوبي است كه زمان زيادي از پخش نخست آن نميگذرد و شايد كه هنوز به دست خيلي از پايختنشينها نرسيده. خدايي، نويسندهاي كه «تمام زمستان مرا گرم كن» او از سوي منتقدان و نويسندگان مطبوعاتي بهعنوان بهترين مجموعه داستان ۱۰ سال پيش انتخاب شد، رابطه گرم و صميمي با داستاننويسان جوان دارد. براي همين است كه نسل جديد داستاننويسان ايراني، حرفهاي او درباره آثارشان، گاه مانند يك رويا ميماند. نويسنده مجموعه «كتاب آذر» هميشه با دست گذاشتن روي جزئيات داستاني كه خوانده است، مخاطب خود را متوجه نگاه تيزبين خودش ميكند. هر موقع كه به خدايي زنگ ميزنم تا دريافتهايش را درباره تازهترين كتابي كه خوانده با مخاطبان صفحه آخر فرهيختگان به اشتراك بگذاريم، سرمست از داستاني است كه از خواندنش لذت برده است و اين دقيقاً همان چيزي است كه از من ميخواهد همين نكته را بهعنوان پينوشت، زير حرفهاي او بگذارم تا مخاطب بداند كه علي خدايي براي ما و شما درباره كتابهايي حرف ميزند كه از خواندنشان لذت برده است.
اين يادداشت در
روزنامهي فرهيختگان منتشر شده است.