
دنياي امروز را با هيچ کلامي نميتوان توضيح داد. اين شايد مهمترين ويژگي جهاني باشد که در آن زندگي ميکنيم. چطور ميتوان توضيح داد که سه کتاب محبوب ۲۲۹ زنداني خليج گوانتانامو، اينها باشند:
۱- کتابهاي هري پاتر
۲- دن کيشوت نوشتهي سروانتس
۳- روياهاي پدرم نوشتهي باراک اوباما
زندانيان، خليج گوانتانامو همان نارنجيپوشاني هستند که دولتِ جورج دبليو بوش آنها را به اتهام شرکت در تروريسم جهاني زنداني کرد. اين رسم روزگار است که انکه زنداني ميکند، ميرود و آنکه زنداني ميشود همچنان زنداني باقي ميماند. اما عجيب است که از بين ۱۳۵۰۰ کتابي که در کتابخانهي زندان گوانتانامو وجود دارد، رمانهاي هري پاتر و دن کيشوت، محبوبترين کتابهاي مسلمانان بنيادگرايي است که پايش بيفتد نه تنها کتابهاي خارجي، بلکه هر چه ادبيات را ممنوع اعلام ميکنند، کما اينکه خبرهايي مشابه از جنوب افغانستان و درهي سوات پاکستان کم شنيده نشده است.
بنابراين وقتي در روزنامهي تايمز، به گزارش خبرنگار روزنامهي عربزبان الحيات چاپ لندن اشاره ميشود، که خبر از محبوبيت ادبيات، آنهم ادبيات غرب در بين زندانيان گوانتانامو ميدهد (که قريب به اتفاقشان، جزو طالبان و يا ديگر گروههاي مذهبي بنيادگرا محسوب ميشوند) بايد گفت يا ما چيزي از اين دنيا نميدانيم، يا آنقدر همه چيز در هم قاطي شده است که هيچ چيز را نميتوان از هيچ چيز جدا کرد. تصورش را بکنيد مثلاً اسامه بن لادن همانطور که بازيهاي تيم محبوبش، آرسنال انگليس را تماشا ميکند، کتاب دنکيشوت را هم بخواند. دنياي عجيبي است، نه؟