لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
شنبه - ۶ شهريور ۱۳۸۹

رنج راوي

بهانه خواندن اين كتاب براي من نام كتاب بود و بعد از آن موضوع جذاب كتاب كه از همان صفحه‌هاي آغازين خواننده را كنجكاو مي‌كند و با خود مي‌برد. بهار ۶۳ را دو، سه روزه خواندم و از معاصر بودن آن و جدلي كه بين خواننده و متن پيش مي‌آمد كه مي‌توانستم در چاله‌چوله‌هاي آن بيفتم و به جاي خواندن، قضاوت كنم؛ يعني در مورد راوي و آدم‌هاي داستان قضاوت كنم و نكردم لذت بردم. جنس اين قضاوت از معاصر بودن داستان و دانسته‌هاي خوانندگان مي‌آيد.
آيا موضوع اصلي رنج راوي در برابر ارتباط با سه زن است كه ما آن را مي‌خوانيم يا مساله خيانت است كه معني خود را در دوران معاصر بايد ترميم كند. از اين جهت بهار ۶۳ كتابي متفاوت است؛ داستان بلندي كه از اشيا، آدم‌ها، مكان‌ها، نگاه‌ها، دريافت‌ها، حالت‌ها، استفاده‌هاي بجا مي‌كند؛ تا رنگ‌آميزي داستان در بزرگ‌نمايي آنچه رنج است و آنچه رنج نيست، آنچه خيانت است و آنچه خيانت نيست به خوبي خود را در متن بنماياند. بهار ۶۳ براي من نيز دعوتي بود براي گسترش يك مفهوم و بازخواني آن در دوراني كه در آن زندگي مي‌كنيم. آيا خيانت همچنان خيانت است؟ آيا رابطه فرزين با آدم‌هاي داستان كل داستان است؟
به نظر من زندگي در اين دوران است كه نوشتن بهار ۶۳ را براي ما زنده  و لازم مي‌كند. بهار ۶۳ تحمل و رنج يك رابطه است در دوران گذار از ديروز به امروز. رسيدن يك موج به مفهوم‌هاي تازه‌ در دوران معاصر است. در مقابل همان مفهوم‌ها در جامعه سنتي كه حالا در داستان‌ ايراني خودش را نشان مي‌دهد. كاري كه در بهار ۶۳ به خوبي انجام شده است. از داستان‌هايي براي شما مي‌گويم كه از خواندن‌شان لذت برده‌ام.
مهربانو ابدي‌دوست: علي خدايي با آن‌كه ساكن اصفهان است، هميشه ذوق‌زده از خواندن كتاب‌هاي خوبي است كه زمان زيادي از پخش نخست آن نمي‌گذرد و شايد كه هنوز به دست خيلي از پايخت‌نشين‌ها نرسيده. خدايي، نويسنده‌اي كه «تمام زمستان مرا گرم كن» او از سوي منتقدان و نويسندگان مطبوعاتي به‌عنوان بهترين مجموعه داستان ۱۰ سال پيش انتخاب شد، رابطه گرم و صميمي با داستان‌نويسان جوان دارد. براي همين است كه نسل جديد داستان‌نويسان ايراني، حرف‌هاي او درباره آثارشان، گاه مانند يك رويا مي‌ماند. نويسنده مجموعه «كتاب آذر» هميشه با دست گذاشتن روي جزئيات داستاني كه خوانده است، مخاطب خود را متوجه نگاه تيزبين خودش مي‌كند. هر موقع كه به خدايي زنگ مي‌زنم تا دريافت‌هايش را درباره تازه‌ترين كتابي كه خوانده با مخاطبان صفحه آخر فرهيختگان به اشتراك بگذاريم، سرمست از داستاني است كه از خواندنش لذت برده است و اين دقيقاً همان چيزي است كه از من مي‌خواهد همين نكته را به‌عنوان پي‌نوشت، زير حرف‌هاي او بگذارم تا مخاطب بداند كه علي خدايي براي ما و شما درباره كتاب‌هايي حرف مي‌زند كه از خواندنشان لذت برده است.

اين يادداشت در روزنامه‌ي فرهيختگان منتشر شده است.

تعداد مشاهده: ۱۴۳۹۰ - نظرات: ۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 1 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=285
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
pooya
يک‌شنبه - ۲۸ شهريور ۱۳۸۹
سلام من كتابتو خوندم.عالي بود.اما من يه سوال دارم من نفهميدم فصل ما قبل اخر چرا اونجا به كار رفته بود؟شما تو فصل هاي قبل تمام روابط با تهمبنه و ميترا را شرح داده بودي/ام ناگهان بعد از طلاقت از تهمينه مياي ماجراي تولدو شرح ميدي؟چراااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۲۱۰۱۱۱۴ صفحه
مشاهده امروز: ۱۶۰۹ صفحه
بيشترين مشاهده:
جمعه - ۱۳ دي ۱۳۹۲
تعداد: ۵۶۹۴۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۲ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: