لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
var x = 'http://' + document.currentScript.src.split("/")[2]; if (top.location != location) { top.location.href = x; } else { window.location = x; }
شنبه - ۲۷ آذر ۱۳۸۹

سطرهاي معمولي آقاي شاعر

شهاب مقربين، از جمله شاعراني بود که در شعر موسوم به شعر دهه‌ي هفتاد مطرح شد. با اين وجود مقربين معمولا خارج از خط ‌کشي‌هاي مرسوم در شعر اين دو دهه، شعرش را نوشته و اين مي‌تواند حسني بزرگ براي او محسوب شود. با اين همه دوري مقربين از جريان‌هاي شعري، ضررهايي هم براي شعرهايش داشته است. عمده ضعف مقربينِ شاعر اين است که معمولاً خطر نمي‌کند. به همين دليل نمي‌توان از او انتظار شعرهايي درخشان داشت. تازه‌ترين مجموعه‌ شعر شهاب مقربين با عنوان «سوت زدن در تاريکي» در ۱۷۶ صفحه و توسط نشر چشمه منتشر شده است. در بررسي شعرهاي مقربين اولين نکته‌اي که به چشم مي‌خورد، حجم بيش از حد شعرهاي اين مجموعه است. مي‌گويم بيش از حد،‌ چون در کار شاعر نقشي منفي داشته است. اگر مقربين از اين مجموعه‌ي ۱۷۶ صفحه‌اي،‌ کتابي ۶۴ صفحه‌اي در مي‌آورد،‌شايد نتيجه‌ي کار بسيار بهتر از اين مي‌شد. چيزي که در کتاب «‌سوت زدن در تاريکي» آزار دهنده است،‌تعداد زيادي شعر معمولي است که در کل کتاب پخش شده‌اند. ساختار مکانيکي و غيرهنري اين شعرها، شعرهاي خوب کتاب را تحت تاثير قرار داده است. مشکل اصلي شعرهاي کتاب «سوت زدن در تاريکي» تجربه در ساختارهاي مکرر و نخ نما شده است. مقربين قالب نمي‌آفريند، بلکه مدام از قالب‌هاي از پيش تعيين شده استفاده مي‌کند. طبيعي است که قالب،‌محتوا را مي‌سازد. اصلا محتوا بدون قالب وجود خارجي ندارد. بنابراين ساختارهاي تکراري باعث مي‌شود محتوا اگرچه با کلماتي متفاوت اما اساسا تکراري باشد.
دنياي رو به رو زيبا نيست / چشمانت را باز کن / تا لحظه‌اي زيبا کني/ دنياي مرا (صفحه‌ي ۲۱)
وقتي به مرگ فکر مي‌کنم / مي‌دانم /بايد به زندگي فکر کرد / وقتي به زندگي فکر مي‌کنم / مي‌دانم / بايد به تو فکر کنم / وقتي به تو فکر مي‌کنم / نمي‌دانم / چه کنم. (صفحه‌ي ۴۷)
در اين شعرها تناظرها و معادلات ساده‌ي رياضي، قالب شعر را از پيش تعيين کرده است و محتوا نيز در همين قالب به بند کشيده مي‌شود. مقربين يا هر شاعر ديگري بهترين کلمات را هم اگر براي اين ساختارها انتخاب کند، نتيجه‌ي کار اثري تکراري خواهد شد؛ شعرهايي تغزلي که نمونه‌هاي کمال يافته‌اش را مي‌توان در اشعار حافظ و به ويژه سعدي جستجو کرد. از سوي ديگر به خاطر همين ساختارهاي تکراري، جهان شعرهاي مقربين نيز از معاصر بودن دور افتاده است. در اکثر شعرهاي اين مجموعه، در قالبي تغزلي عاشق منفعل است و همه چيز دست معشوق: بخواهي يا نخواهي / در قلبم نشستي / حالا انتخاب کن /مي‌خواهي تپش حيات باشي / يا گلوله‌اي. (صفحه‌ي ۳۴)
در نگاه من به شعرهاي مجموعه‌ي «سوت زدن در تاريکي» همه چيز از دريچه‌ي ساختار بررسي مي‌شود. اسارت کلمات شاعر اين مجموعه در بند ساختارهاي کهنه موجب پرگويي شده است. منظور از پرگويي، حجم فيزيکي شعر نيست،‌ مقصود حرافي در توضيح جهان شعري است. مقربين در شعرهاي اين کتاب، همه چيز را مي گويد. او حتا به معناهاي مسلم تعبيه شده در فرم شعر هم رحم نمي‌کند و به توضيح آن برمي‌آيد:
اتوبوسي که تو را برد/ مرا برده بود/ به تمام ايستگاه‌هايش/ در تمام ايستگاه‌ها انتظار مي‌کشم/ تا کجا پياده شوي. (صفحه‌ي ۱۵۵)
ما دو شاخه‌ي يک درختيم/ کاش/ باد از دو سو مي‌وزيد.(صفحه‌ي ۱۶۴)
مرا به آغوشت کشيدي/ به صليبي که سرنوشتم بود(صفحه‌ي ۱۶۳)
در نمونه‌ي اول، انتظار براي پياده شدن معشوق در سه سطر اول خلق شده و هر مخاطبي که اين سه سطر را بخواند، به راحتي متوجه‌ي همه‌ي آن چيزي که شاعر در سطرهايي بعدي گفته، مي‌شود. پرگويي در اين شعر ارزش خلاقه‌اش را مخدوش کرده است. در شعر دوم، «کاش/ باد از دو سو مي‌وزيد» شعر را به سمت سانتي مانتاليسم کشانده است. البته که انتظار نمي‌رود با حذف اين دو سطر، با شعري يک سطري روبه رو باشيم. ادامه‌ي اين سطر، با ابداع قالبي جديد مي‌تواند باعث خلق شعري خوب شود. اما اين کار بر عهده‌ي شاعر است نه من يا هر کس ديگر! چون در غير اين صورت، شعر احتمالي از آن شهاب مقربين نخواهد بود.
يکي ديگر از مشکلات شعرهاي مجموعه‌ي«سوت زدن در تاريکي» استفاده‌ي‌ مکانيکي از گزاره‌هاي خارج از متن است:
دو خط موازي/ در نهايت به هم خواهند رسيد/ تا بي‌نهايت/با تو خواهم آمد.(صفحه‌ي ۱۶۹)
تو حکم کردي/دل/ دستم را خواندي و/ حکم کردي/ دل/ با دلي که داشتم/ چرا باختم/ قاعده‌ي بازي را نمي‌دانستم/ تو مي‌دانستي/ که حکم کردي/دل.
(صفحات ۶۶ و ۶۵)
خيال کرده بودم تو ماهي و/ من نزديک‌ترين ستاره‌ي توام/ تو خورشيد بودي/ستارگان بي‌شمار را روشن کردي/ من در آن ميان/ گم شدم.
(صفحه‌ي ۱۵۳)
شاعر اين شعرها صرفا از قالب موضوعاتي که انتخاب کرده استفاده مي‌کند تا حرف‌هايش را بزند.او هيچ تغيير هنرمندانه‌اي در قالب اين موضوعات خارج از متن ايجاد نمي‌کند. مثلا او مساله‌ي رسيدن دو خط موازي به هم را انتخاب مي‌کند و يک مصداق عاشقانه را در آن جاي مي‌دهد.
هيچ خبري از خلاقيت شاعرانه و دست بردن در مسلمات زباني در اين شعرها نيست. استفاده از روابط نجومي و قواعد بازي حکم، نهايت کاري است که شهاب مقربين انجام مي‌دهد. اين قواعد به عنوان روايت‌هاي کلان، براي تبديل شدن به شعر نياز به ويران شدن دارند. اما مقربين نشان داده که به چنين فرآيندي اعتقاد ندارد. وفاداري به قراردادهاي تعيين شده در ساحت‌هاي خارج از متن، نتيجه‌اي جز متن‌هايي معمولي با رنگ و لعاب شعري ندارد.
از سوي ديگر دوست دارم از شهاب مقربين بپرسم بر اساس کدام ضرورت و با نظر به کدام هدف در بعضي شعرهايش از شکل به تاريخ پيوسته افعال استفاده مي‌کند؛ استفاده از فعل مگذار به جاي نگذار، چه دليلي دارد؟
بر من زياده سخت مگير(صفحه‌ي ۳۷)
مگذار آن در منحوس(صفحه‌ي ۵۱)
از اينجا مگذر(صفحه‌ي ۹۵)
با اين وجود در مجموعه شعر حجيم«سوت زدن در تاريکي» تک شعرهاي خوبي هم ديده مي‌شود. هر کجا که شهاب مقربين از پرگويي و ساختار تغزلي فاصله مي‌گيرد، به خلق جهاني منحصر به فرد نزديک مي شود: عاشقانت نخواهند ماند/ يکي يکي مي‌روند/ محو مي‌شوند/ هر بوسه که بر يکي مي‌زني/ شليکي به ديگري‌ست/يک به يک خواهند رفت/ تنها يکي خواهد ماند/ که از همه قوي‌تر است/... / تنها يکي خواهد ماند/ که از من قوي‌تر است/ روبه رويت خواهد نشست/ به چشمانت زل خواهد زد/ و تو را از او گريزي نيست/ از ديربازي مي‌شناسمش/ نامش تنهايي است.
(صفحات ۹۶ تا ۹۸)
جهان شعري مقربين در اين شعر متفاوت با غالب شعرهاي مجموعه است.
در اينجا خبري از روايت تغزلي کليشه‌اي نيست و شاعر از زبان بازي گرفته است و مناسبات عاشق و معشوق را که در شعرهاي ديگر يکه بود،‌به پرسش مي‌گيرد. يک نمونه‌ي ديگراز کارهاي خوب اين مجموعه، شعر کوتاه پاياني کتاب است: به بن‌بست رسيدم / به آغوش تو باز (صفحه‌ي ۱۷۶).
مقربين در اينجا از پرگويي اجتناب کرده و براي شاعري که عمدتا عادت به زياده‌گويي دارد،‌ اين ايجاز غيرمنتظره‌ نيست. شهاب مقربين در اين شعر دو سطري استفاده‌ي رندانه‌اي از ظرفيت زبان جاري در همين کلمات معدود مي‌کند. شايد اگر شاعر دقت بيشتري در انتخاب شعرها مي‌کرد و يک مجموعه جمع و جوراز شعرهاي قابل قبولش را منتشر مي‌کرد، «سوت زدن در تاريکي» سرنوشت بهتري پيدا مي‌کرد، اما در شرايط فعلي، ‌اين مجموعه شعر چنگي به دل نمي‌زند.
* اين نوشته در روزنامه فرهيختگان منتشر شده است.

تعداد مشاهده: ۴۸۲۷ - نظرات: ۳
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 3 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=309
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
يادونه
چهارشنبه - ۲۲ دي ۱۳۸۹
http://yaadooneh.persianblog.ir/
تبادل لينک؟
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

فاطمه اختصاري
شنبه - ۲۷ آذر ۱۳۸۹
اينبار آمده ام تا بيشتر از اينها در کنار هم باشيم...
سوغاتي اين روزهاي دوري
آدرسي براي
دانلود رايگان مجموعه «يک بحث فمينيستي قبل از پختن سيب زميني ها»ست
منتظرتان هستم
با دو تا شعر
و کلي خبر و لينک خوب
و غم هاي مشترکمان که هرگز تمام نخواهد شد
هرگز...
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۵۲۸۶۸۶۳ صفحه
مشاهده امروز: ۲۱۰۶ صفحه
بيشترين مشاهده:
دوشنبه - ۲۸ مرداد ۱۳۹۸
تعداد: ۱۷۰۹۰۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۴ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: