لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
var x = 'http://' + document.currentScript.src.split("/")[2]; if (top.location != location) { top.location.href = x; } else { window.location = x; }
يک‌شنبه - ۲۳ بهمن ۱۳۹۰

۱
فيلم «طهران تهران» را نديده بودم. اما زمان اکرانش خيلي از دوستان نظرشان را درباره‌ي اين فيلم به من گفتند و جسته و گريخته نقدهايي را که درباره‌ي اين فيلم نوشته بودند (و‌عمدتاً هم جوانان) خوانده بودم. در يک شب برفي که از فرط سرما در اتفاقي نادر بدون اينکه باران بيايد، بارش برف آغاز شده بود، اين فيلم را تماشا کردم و بايد اذعان کنم که حيرت زده شدم. در اکثر نقدهايي که درباره‌ي اين فيلم خوانده بودم، اپيزود اول که ساخته‌ي داريوش مهرجويي بود ستايش شده بود و در مقابل اپيزود دوم که کار مهدي کرم پور بود مورد انتقاد شديد قرار گرفته بود. ضمن احترام به همه‌ي نظرات، به عنوان يک مخاطب فيلم، اپيزود دوم «طهران تهران» را کاري شسته رفته‌تر و به مراتب با کيفيت بالاتر از اپيزود اول مي‌دانم. من نمي دانم  چه چيز اپيزود اول اين همه منتقدين را شيفته کرده است. داريوش مهرجويي يقينا يکي از پنج فيلمساز برتر تاريخ سينماي ايران است، اما اين دليل نمي‌شود که با فيلم‌هايش با شيفتگي برخورد کنيم. اپيزود اول «طهران تهران» يک فيلم شلوغ پر از پيرمردها و پيرزن‌هايي است که اميدوارند به زندگي. کساني که در يک خانه‌ي سالمندان مدرن و با پول يک پيرمرد «خير» زندگي مي‌کنند و سعي مي‌کنند خوش بگذرانند. و البته  اهالي يک خانه از طبقه پايين که در تور تهران گردي با اين پيرمردها و پيرزن‌ها همراه مي‌شوند. خانه‌ي سالمندان مهرجويي در فيلم «طهران» هيچ چيز جديدي نسبت به خانه‌ي سالمندان فيلم‌هاي ديگر سينماي ايران ندارد. آنچه اين فيلم را سرپا نگه داشته، تجربه‌ي مهرجويي است که توانسته حال و هواي دوست داشتني فيلم «ميهمان مامان» را به اين فيلم منتقل کند. هرچند مهرجويي اگر تا آخر عمرش ديگر فيلم متوسط هم نسازد، باز هم مهرجويي است. در اين يادداشت قصد نقد فيلم «تهران طهران» نيست.  مي‌خواهم به يک مساله که از نظر من اهميت دارد بپردازم. اپيزود دوم فيلم به کارگرداني مهدي کرم پور، فيلم خوش‌ساختي است. شيوه‌ي روايت که داستان را رها نمي‌کند و به آن فرمي هنري مي‌دهد، يکي از ويژگي‌هاي مثبت فيلم است. فيلم هر بار يکي از شخصيت‌هاي گروه موسيقي راک را برمي دارد و با خودش مي‌برد و عمق زندگي‌اش را مي‌کاود، تا اينکه اين مسيرها به هم نزديک مي‌شوند و در يک تقاطع به هم مي‌رسند. صحنه‌ي زيباي آخر فيلم که همه‌ي افرادي که مانع فعاليت هنري گروه هستند، بر بامي خيره شده‌اند که در آن گروه با خوانندگي رضا يزداني دارند مي‌خوانند، دارند شورش مي‌کنند عليه تفکري که آنها را به خاطر نگاه متفاوت‌شان به دنيا محکوم کند.
اينکه من از اپيزود دوم خوشم آمده، کاملا سليقه‌اي است و بحث‌انگيز نيست. آنچه حيرت‌زده‌ام مي‌کند، برخورد نسل جوان با روايت‌هايي است که زندگي و تفکر آنها را تصوير مي‌کند. من علاقمند موسيقي راک و رپ نيستم، اما به همين دليل بايد جوانان عشق راک و رپ را تخطئه کنم و با بي‌اعتنايي از کنارشان بگذرم. من با هيچکدام از شخصيت‌هاي فيلم کرم‌پور همذات پنداري نمي‌کنم، اما سعي مي‌کنم آنها را بفهمم، دغدغه شان را بفهمم.  دغدغه‌شان فهميده نشدن است، همچنان که چالش هر کدام از ما در مسير زندگي‌مان همين چالش فهميده نشدن است. چيزي که مرا مي‌ترساند اين است که اين نسل نيز اشتباه نسل‌هاي پيشين را تکرار کند و نتواند صداي متفاوت هم‌نسل‌اش را بفهمد. واقعا تهران گل و بلبل مهرجويي به واقعيت نزديک‌تر است يا تهران فيلم کرم‌پور که در آن شخصيتي که در کورس اتوموبيلراني شرکت مي‌کند، در توصيف کارش مي‌گويد وقتي با حداکثر سرعت پيش‌‌ مي‌روي، ريخت آدمهايي را که از کنارشان مي‌گذري نمي‌بيني؟

۲
يکي از عجيب‌ترين بحث‌هاي اين روزهاي سينماي ايران، پخش چند فيلم با مضمون خيانت در جشنواره‌ي فيلم است. در ويژه برنامه‌هاي «هفت» که هر شب از تلويزيون پخش مي‌شود، عده‌اي «دلسوز» به نمايش فيلمهاي با مضمون خيانت اعتراض کردند. مسوولان سينمايي در واکنش به اين اعتراضات نشان دادند که هيچ‌کدام معقول نبود. آقاي سجادپور در مصاحبه‌اي اعلام کرد که فيلم‌هايي که مضمون‌شان خيانت است، پروانه نمايش موقت و نه دائمي دارند. جواد شمقدري هم گفت بايد درباره چنين مضاميني که با جامعه ما نمي‌خواند و از فرهنگ بيرون به فرهنگ ما حقنه شده، با حساسيت برخورد کرد. يک نفر نيست به اين آقايان بگويد «دلسوزان» دلبند! راه حل ارتقاي اخلاقي در جامعه پاک کردن صورت مساله نيست. ما روزي بيست بار دروغ مي‌گوييم و بعد معترضند که چرا «جدايي نادر از سيمين» ما را دروغگو نشان داده. سري به صفحه‌ي حوادث روزنامه‌ها بزنيد تا ببينيد آدمهايي از طبقه‌ي پايين در خيانت‌هاي مکرر دستشان به خون همسرشان آلوده شده. اين افراد اکثرا از قشر کم سوادي هستند که به اينترنت دسترسي ندارند تا فرهنگ خيانت به آنها «حقنه» شود. بد نيست نگاهي به خودمان بکنيم و ببينيم ما چه کرده‌ايم که در جامعه‌ بحران اخلاقي به وجود آمده است. پاک کردن چهره‌ي کريه بي‌اخلاقي‌ها از سينما و ادبيات هيچ تاثيري در کاهش بحران اخلاقي ندارد که اگر داشت به قول حسين سناپور بعد از اين که هيچ نويسنده‌اي اجازه نيافته در اثرش به تجاوز گروهي و آثار مخربش در روان جامعه بپردازد، حادثه‌ي خميني‌شهر و پس از آن در چند شهر ديگر اتفاق نمي‌افتاد. يادمان نرود: آينه‌ گر نقش تو بنمود راست خود شکن آينه شکستن خطاست.

* اين يادداشت در ستون هفتگي «در اغما»‌ي روزنامه فرهيختگان منتشر شده است.

تعداد مشاهده: ۴۳۷۰ - نظرات: ۳
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 3 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=425
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
جغد سفيد
جمعه - ۲۸ بهمن ۱۳۹۰
خيانت ... ؟ بحران اخلاقي ؟ در نتيجه به فراموشي سپردن کسان ؟؟؟؟
امکانات: Email Website

ورگ
چهارشنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۰
درباره‌ي اپيزود اول:
برعکس شما من فکر مي‌کنم که در اين وضعيت خوب و زيبايي که مهرجويي تصوير کرده و به جز رنگ و لعاب بيش‌تر غذاهاي توي فيلم، نکته‌ي جديدي نسبت به فيلم‌هاي قبلي‌ش نداره، اما کنار هم قرار دادن اون خانواده و بقيه يک انگولک جالبي بود. گرچه با توجه به پايان اپيزود نمي‌شه اين انگولک رو آگاهانه دونست اما به هر حال اون خوشي و صفا و صحبت‌هاي پيرامون بناهاي تاريخي و اون محبت‌ها روي يک لبه‌ي باريکي از جديت/شوخي ايستاده و توي بخش‌هايي از فيلم احساس مي‌کردم که کارگردان کاريکاتوري از اين مناسبات رسم کرده.

درباره اپيزود دوم:
موافقم که خيلي بهتر از اپيزود اول بود. اما امان از ديالوگ‌هاي کليشه‌اي. ديالوگ‌هاي معروف بين جوان امروزي و مرد انقلاب و جنگ ديده. ديالوگ‌هايي که در فيلم‌هاي ميانه دهه هفتاد ما رو ذوق‌زده مي‌کرد. بدجوري توي ذوق مي‌زد و اون اجراي موزيک آخر هم توي ذوق مي‌زد. حس و حال و تغييرات چهره‌ي هم‌خوان زن رو نگاه کنيد در کنار ريتم و حال و هواي موزيکي که در حال پخشه. لازم نبود اون قسمت ساخته بشه وقتي ما هنوز از ساخت يک ويدئوکليپ خوب براي موزيک راک عاجزيم.
امکانات: Email Website

رضا يوسف زاده تهراني
چهارشنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۰
سلام.به خوانش شعر دعوتيد
با احترام
امکانات: Email Website

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۵۲۸۶۸۶۴ صفحه
مشاهده امروز: ۲۱۰۷ صفحه
بيشترين مشاهده:
دوشنبه - ۲۸ مرداد ۱۳۹۸
تعداد: ۱۷۰۹۰۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۳ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: