لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
برنامه افتتاحيه شب‌هاي شعر و داستان مي‌رشت برگزار شد
نامهٔ الويس پريسلي به ريچارد نيکسون
به رئاليسم اعتقادي ندارم
نامه‌هاي جورج اورول؛ چهرۀ ديگر خالق قلعه حيوانات
۴۰ سال پس از کودتاي شيلي؛ اينجا آلنده خفته است
ترور کندي و حملۀ ۱۱ سپتامبر؛ شباهت و شبهات
۴۵ سال قبل؛ برژنف به دوبچک: جلوي رسانه‌ها را بگيريد
گفت و گو با مصطفي رحماندوست
رضا براهني: مصدق به کار امروز ما نمي‌آيد
قطب‌الدين صادقي: مصدق اعتماد به نفس ملي ما را بازگرداند
وب‌سايت رسمي مجتبا پورمحسن

بلاگستان
var x = 'http://' + document.currentScript.src.split("/")[2]; if (top.location != location) { top.location.href = x; } else { window.location = x; }
شنبه - ۶ اسفند ۱۳۹۰

در خط مقدمِ ستونِ پنجم

در روابط انساني، مهرباني و دروغ، به هزار تا حقيقت مي‌ارزد
گراهام گرين

اشاره: بهانه نوشتن اين مطلب، انتشار رمان خواندني «مرد سوم» نوشته‌ي گراهام گرين با ترجمه‌ي درخشان محسن آزرم است. اين کتاب خواندني را از دست ندهيد.

در يکي از روزهاي پاياني ماه ژوئن ۲۰۰۹، والتر کندال ميرز، مامور بازنشسته وزارت امور خارجه آمريکا به اتهام ۳۰ سال جاسوسي براي کوبا به کمک همسرش بازداشت شد.
در آخر همين ماه وقتي مشخص شد که دادستان دادگاه محاکمه‌ي ميرز، در صفحه‌ي ۱۶ کيفرخواست، به عنوان يکي از مستندات، به وجود کتاب «کتاب باليني جاسوسي» نوشته‌ي گراهام گرين و برادرش هيو در خانه‌ي آقاي ميرز اشاره کرده بود، بسياري از روزنامه‌هاي معتبر جهان، از جمله ديلي تلگراف انگليس نگاهي طنزآميز به اين قضيه داشتند. گراهام و هيو گرين «کتاب باليني جاسوسي» را که مجموعه‌اي از داستان‌هايي از نويسندگان آثار جاسوسي نظير يان فيليمينگ، سر رابرت بادن، پاول والترشوئلنبرگ، سر پل اوکسي، ولاديمير پتروف و... بود، در  سال ۱۹۵۷ منتشر کردند. دراين مجموعه اسامي غيرمنتظره‌اي هم ديده مي‌شود: ويليام بليک، دي. اچ لارنس و توماس مان که هر سه مظنون به جاسوسي در ايام جنگ‌هاي جهاني بوده‌اند. وقتي اين کتاب منتشر شد، علاقمندان فراواني در سراسر جهان يافت. نقل است که سرويس جاسوسي آلمان شرقي، صد نسخه از اين کتاب را خريد.
اما يک سال و چند ماه بعد، در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۰، روزنامه‌ي گاردين انگليس در گزارشي از انتشار اولين کتاب تاريخچه‌ي MI6، سرويس جاسوسي بريتانيا، خبر داد که چند نويسنده و يک فيلسوف انگليسي براي سازمان جاسوسي اين کشور، جاسوسي مي‌کردند. کيث جفري، نويسنده‌ي اين کتاب فاش کرد که گراهام گرين، سامرست موام، کامپتون مکنزي، مالکوم ماگرج و سرآرتور رنسوم و اي جي فردي آمير فيلسوف، همگي براي سازمان جاسوسي انگليس MI6 کار مي‌کردند. جالب اين ‌که آرتوم رنسوم از طريق معشوقه‌اش که منشي لئوتروتسکي بود در شوروي جاسوسي مي‌کرد. گرين در واقع از سال ۱۹۴۱ از طرف MI6 مامور شد تا اطلاعاتي درباره‌ي هر کسي که نسبت به دشمن سمپاتي دارد، تهيه کند. گرين توسط دوستش کيم فيبي، معروف‌ترين جاسوس قرن بيستم استخدام شد. فيبي، رييس بخش ضد‌جاسوسي شوروي در MI6 بود که براي شوروي جاسوسي مي‌کرد. او يکي از نمادهاي جنگ سرد محسوب مي‌شود. گرين هرگز دوستي‌اش با فيبي را انکار نمي‌کرد، اما هرگز کلامي درباره‌ي همکاري‌اش با اين جاسوس مشهور بر زبان نياورد. نورمن شري، نويسنده‌ي زندگينامه‌ي گراهام گرين گفته که اين نويسنده تا زمان مرگش به‌طور پنهاني براي سازمان جاسوسي انگليس کار مي‌کرد.
يکي از آثار مشهور گراهام گرين، رمان «مامور ما در هاوانا» است که اثري با زمينه‌ي جاسوسي محسوب مي‌شود. حالا که ماجراي همکاري گرين با سازمان جاسوسي بريتانيا فاش شده، رمان «مامور ما در هاوانا» معناي ديگري پيدا کرده و پس‌زمينه‌ي زندگي خود گرين در اين رمان تجلي يافته است. گراهام گرين در سال ۱۹۴۱ به MI6 پيوست و مامور بخش ضد‌جاسوسي در شبه جزيره ايبري شد و پي برد که ماموران آلماني در پرتغال به آلمان‌ها گزارش‌هاي غلط مي‌دهند و بابتش پول مي‌گيرند. يکي از اين جاسوس‌ها، جاسوس دوجانبه‌اي اسپانيايي به نام «گاربو» بود که به آلماني‌ها اطلاعات غلط مي‌داد، وانمود مي‌کرد حلقه‌اي از جاسوسان انگليسي را مديريت مي‌کند.
گاربو، کسي بود که براي گرين در خلق شخصيت ورمولد، قهرمان رمان «مامور ما در هاوانا» الهام‌بخش شد. گرين به ياد جاسوسان آلماني در پرتغال، اولين نسخه از اين رمان را در سال ۱۹۴۶ به عنوان طرح کلي يک فيلمنامه که داستانش در استوني و در سال ۱۹۳۸ مي‌گذرد، نوشت. آن فيلم هرگز ساخته نشد و گرين خيلي زود فهميد که هاوانا صحنه‌ي بهتري براي داستانش خواهد بود و پوچي‌هاي جنگ سرد براي يک کمدي مناسب‌تر است.
اين رمان، يک کمدي سياه است که در دوران حکومت فولختثيو  باتيستا، ديکتاتور کوبا مي‌گذرد. جيمز ورمولد، يک خرده‌فروش جاروبرقي است که فردي به نام هاوثورن به او پيشنهاد مي‌دهد براي سرويس جاسوسي بريتانيا کار کند.
همسر ورمولد از او جدا شده و او با دختر ۱۶ ساله زيباي کاتوليکش، ميلي زندگي مي‌کند. او که نمي‌تواند از عهده هزينه ولخرجي‌هاي ميلي بربيايد، اين پيشنهاد را مي‌پذيرد. اما ماجرا وقتي جالب مي‌شود که ورمولد که اطلاعاتي براي فرستادن به لندن ندارد، گزارش‌هاي روزنامه‌ها را جعل مي‌کند و يک شبکه جعلي از جاسوسان سرهم مي‌کند.
گراهام گرين که عقايد به شدت ضد‌آمريکايي داشت، بعدها هم چندين بار به کوبا سفر کرد، اما بدرفتاري حکومت فيدل کاسترو با کاتوليک‌ها و روشنفکران کم کم ارتباط او را با کوبا کمرنگ کرد.

نويسندگان جاسوسِ داستان‌هاي جاسوسي
اما گراهام گرين، تنها نويسنده‌ي داستان‌هاي جاسوسي نبود که خودش هم واقعاً جاسوس بودند. بسياري از نويسندگان مشهور آثار با تم جاسوسي، براي سازمان‌هاي جاسوسي کار مي‌کردند. يان فليمينگ، خالق شخصيت جميزباند در جنگ جهاني دوم براي سرويس جاسوسي نيروي دريايي انگليس کار مي‌کرد و چند شخصيت باند بر اساس داستان جاسوس‌هاي واقعي بريتانيايي خلق شده‌اند.
رمان «پرتقال کوکي» شايد يکي از بهترين پارودي‌هاي ماجراهاي جيمزباند باشد. آنتوني بيرجس، نويسنده‌ي اين رمان، جاسوس ارتش بريتانيا در جبل الطارق در جنگ جهاني دوم بود.
بر اساس کتاب زندگينامه‌ي «زندگي مخفيانه‌ي ساموست موآم»، اين نويسنده‌ در سال‌هاي ۱۶-۱۹۱۵ در سوييس براي سرويس جاسوسي بريتانيا کار مي‌کرد و در جنگ جهاني دوم هم جاسوسي مي‌کرد. اولين رييس موام به او گفته بود: «اگر کارت را درست انجام بدهي، کسي از تو تشکر نخواهد کرد و اگر توي دردسر هم بيفتي کسي کمکت نمي‌کند!»
اي مولرد هانت، جاسوس بدنام دوره‌ي نيکسون، بيش از ۸۰ کتاب نوشت که اکثرشان هم تمي جاسوسي داشت.
جان لوکوره، نويسنده‌ي مجموعه‌اي از بهترين رمان‌هاي جاسوسي جهان در دوره‌‌ي جنگ سرد براي MI6 کار مي‌کرد.
استلا ريمينگتن، در سال ۱۹۹۲ به عنوان رييس کل MI5 منصوب شد. او اولين زني بود که به اين سمت رسيد و اولين رييس کلي بود که نامش علني شد. او چندين و چند رمان نوشت که در آن‌ها درگيري بين MI5 و MI6 را برجسته کرده است.

نويسندگي و جاسوسي
حتما روزي که گراهام گرين درباره نقش يک نويسنده به عنوان يک جاسوس سخن مي‌گفت، مقصودش جاسوسي در مفهوم سياسي اش نبود. او مي‌گفت: فايده بزرگ نويسنده بودن اين است که مي‌توانيد جاسوسي مردم را بکنيد. شما آن‌ها هستيد، به هر کلمه‌اي گوش مي‌دهيد، اما بخشي از شما دارد مشاهده مي‌کند. همه چيز براي يک نويسنده مفيد است، هر آشغالي، حتا طولاني‌ترين و خسته‌کننده‌ترين ميمهاني‌هاي ناهار.
و همچنين جان لوکوره که نبض جامعه را در طول سال‌هاي جنگ درک کرده بود وقتي که مي‌گفت، ما در اين سال‌ها ياد گرفته‌ايم که همه‌ي زندگي زندگي سياسي را برحسب توطئه تفسير کنيم، و رمان جاسوسي، حالا برعکس سابق، جايگاه خودش را پيدا کرده است.
جنگ سرد، از خيلي‌ها جاسوس ساخت، و جاسوسي در ان سال‌ها به يک بيزينس پررونق تبديل شده بود، جداي از اين، معدود کساني بودند که فکر مي‌کردند با جاسوسي به کشورشان خدمت مي‌کنند. اما فردريش دورنمات با طنزي سياه به خوبي پوچي جنگ سرد را توصيف کرده بود. او گفته بود. تفاوت امروز روسيه و آمريکا در اين است که در روسيه هر کسي فکر مي‌کند ديگري جاسوس است، و در آمريکا هر کسي فکر مي‌کند آن يکي تبهکار است.

* اين نوشته در هفته‌نامه آسمان منتشر شده است.

تعداد مشاهده: ۷۱۶۰ - نظرات: ۲
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 2 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.pourmohsen.com/blogs/blog.php?code=428
نظرات
<< صفحه بعدي ۰۱ صفحه قبلي >>
negar
دوشنبه - ۸ اسفند ۱۳۹۰
ممنون آقاي پور محسن ماهم چندي هست که از ايشان بي خبريم مرسي از اينکه جواب داديد ممنون
امکانات: Email Website

اين نظر به صورت خصوصي نوشته شده است و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده مي باشد.

ثبت نظر
براي ثبت نظر جديد در ارتباط با نوشته فرم زير را کامل کنيد.
وارد کردن مواردي که با علامت v مشخص شده‌اند الزامي است.
نام: v
Chage Language
پست الکترونيک:
سايت اينترنت:
نظر شما: v
 :artist:  :biggrin:  :bowl:  :cry:  :dizzy:  :mad:  :nono:  :pirate:  :sad:  :shocked:  :sick:  :smile:  :tongue:  :uhh:  :wacko:  :wink:  :yinyang:

نظر خصوصي
در صورت انتخاب اين گزينه، نظر بصورت خصوصي ثبت خواهد شد و فقط توسط مدير سايت قابل مشاهده خواهد بود.
تاييديه: v
براي تاييد اطلاعات فرم متن داخل تصوير را مجددا وارد نماييد.

 


سایت رسمی مجتبا پورمحسن
Mojtaba Pourmohsen Official Website


RSS 2.0

mojtaba@pourmohsen.com



روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
زخم...
چهارشنبه - ۲۵ فروردين ۱۳۸۹

«زخم آن چنان بزن که به رستم شغاد زد/ زخمي که حيله بر جگر اعتماد زد»
گزارشات
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۱۵۲۸۷۲۲۶ صفحه
مشاهده امروز: ۲۴۶۹ صفحه
بيشترين مشاهده:
دوشنبه - ۲۸ مرداد ۱۳۹۸
تعداد: ۱۷۰۹۰۰ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۴ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
تعداد: ۱۴۱ نفر
نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
شروين ديگر سيگار نمي‌کشد
مصاحبه روزنامه بهار با مجتبا پورمحسن، درباره مجموعه شعر «روز انگشت»
در حسرتِ نوستالژي
ترس ازمرگِ کسي که از مرگ مي‌ترسيد
مرگ با پسرعمو شوخي دارد
جستجو

نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
کتاب‌ها
ليست فتوبلاگها
مراجعه به: